وبلاگ عموپورنگ

http://dariush.farziaee.ir
   


سلام به شما بچه های گل و دوست داشتنی

 

خوب و خوش و سلامت هستید؟

الهی شکر.

انشاالله که هیچ غمی تو دلتون نباشه و لبهاتون خندان تر از دیروز باشد.

امروز میخواهیم براتون درباره ی کتاب بگوییم.

 

لابد میدونید که سرانه ی مطالعه در کشور ما خیلی خیلی کم است!!

البته میدونیم که همه ی شما بچه های کتابخوانی هستید. منظورمون بچه هایی است که یه کم کمتر از حد معمول کتاب میخوانند.

حالا بیاید ما با هم یه قرار بذاریم.

قرار ما این باشه که هرروز دقایقی رو صرف مطالعه کنیم. البته مطالعه ی کتب غیر درسی. اینو هم یادتون باشه که وقتی همه ی درسهای مدرسه تون رو خوندید برید سراغ این قراری که گذاشتیم.

برای اینکه قرارمون هم مستند بشه بیایید اینجا و بهمون بگید که چند دقیقه و چه کتابی رو مطالعه کردید.

یه پیشنهاد دیگه اینکه اگر کتابی رو کامل مطالعه کردید بیایید و خلاصه شو اینجا بنویسید و کتاب رو برای دوستان دیگرتون هم معرفی کنید.

 

پس قرارمون یادتون نره

درپناه حق...بامن حرف نزن





نویسنده : داریوش فرضیایی ; ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۳٠
کلمات کلیدی :کتاب



دست نوشته عموپورنگ 25آبانماه 87





نویسنده : صدیقه معین الدینی ; ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢٧
کلمات کلیدی :عموپورنگ و کلمات کلیدی :یادداشت عموپورنگ



عمو پورنگ و در بیمارستان و ملاقات با بچه ها

ملاقات عمو پورنگ با بچه ها در بیمارستان

ملاقات عمو پورنگ با بچه ها در بیمارستان





نویسنده : داریوش فرضیایی ; ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱۱



عمو  پورنگ که کودکی از یاد رفته و از دست رفته ما را به تصویر می کشد و می

کشاندمان

تا فضای عالم بچگی ها نه تنها کودکان بلکه بزرگترها را همراه خود کرده است به این

دلیل

که مظهر (کودک بازیافته) است .

عمو پورنگ اگر توانسته موقعیت بدست بیاورد از این رو نیست که با زبان بچه ها سخن

می گوید از این روست که خودش کودک درون خویش را پیدا کرده و به نمایش گذاشته است

این کودک بازیافته ی مطلوب همه است از کوچکتر ها و بزرگتر ها.

عمو پورنگ با سادگی با صمیمیت با ایجاد شادی و با شوخی های قافیه دار خود را از

مجریان دیگر که برخورد هایشان بسته و رسمی است جدا کرده است.

و این کودک بازیافته ی عمو پورنگ اینقدر برایم جذاببوده که بعدظهر ها با شروع سیمای

کودک احساس میکنم کودکی ام برگشته و دقایقی چند قادرم به دنیای کودکی خویش

نگریسته و حضورش را بیابم .

عمو پورنگ  درس شفای کودک درونی است درس دوباره خوانی ارزش های فراموش

شده و درس حل کردن مسئله ای که شاعر گفته است:

 

زمانی کودکی های مرا خط زد ولی ماندی

                                 تو چون دلشوره ی شبهای سخت امتحان با من

 

 





نویسنده : مژگان ذوالفقاری ; ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٩
کلمات کلیدی :عمو پورنگ و کلمات کلیدی :دنیای و کلمات کلیدی :زیبای و کلمات کلیدی :قشنگ و



به نام خدا

 

دلکم غصه مخور زمونه بی وفا بی  تو سی لر آواز بخوانی لر همیشه باوفابی

 

 چقدر این لباس عمو رو دوس دارم ....قلب

 

یادش به خیر ! شعر مدادو بگیر تو دستات گل بکش و پرنده....قلب

 

 

عمو داره شعر تولد رو می خونه ..وای که دلم چقدر برای آهنگهای قدیم عمو تنگ شدهقلبناراحت

 

 

عمو داره شعر خرگوش ناز و تپلی رو میخونه .... یادمه چند سال پیش  کرمان که رفته بودم داشتم از جایی رد میشدم و دو سه تا پسر بچه مدرسه ای  همین شعر عمو رو زمزمه میکردن و میرفتن ... اینقده ذوق کردم برگشتم و تا چند قدمی پشت سرم با نگاهم تعقیبشون کردم

 

 

 

عمو داره میگه :

گل میروید به باغ گل میروید

اگه دروغ میگم بگید دروغ میگوید

برخیز بیا چند تا دونه گل بخر

ببین چقدر قشنگه برو بلبل بخر

اگه پول نداشتی به شرط چاقو ببر

اگه پول نداشتی به شرط چاقو ببر

 

 

سی دی سفر بی خطر عمو رو هم همه آهنگهاش رو دوس دارم

 

بزار ببینم خودت و کنار دستی

کمربند ایمینی تو نبستی

کمربند خودتو کی گفت ماشینُ میگم

رفتی و پشت فرمونم نشستی

 

 

 

عمو می گه :

خانم الهه رضایی یه روز مسابقه میزارن .من (داریوش فرضیایی،پورنگ) کودک بودم یه کشتی کشیدم فرستادم براش. سه هفته بعد یک کتاب اومد در خونه ما .نماز کلید بهشت است  ببینید کتابه هنوز اسمش تو ذهنمه نوشته شهید بهشتی و یه مهر گروه کودک روش خورده است .. وای من چیکار کردم مادرم تو خونه از خنده مرده بود بالا پایین میپریدم که اینو خانم رضایی فرستاده

 

 

 

چقدر عمو پورنگ مهربونه .کور شه هر کی نمیتونه پیشرفتش رو ببینه ..عموپورنگ تنها هنرمندی است که در اندیشه کودکان دیروز نوجوانانان فردا و جوانان آینده ایران جاودانه خواهد ماند .حتی در ذهن تمامی پدران و مادرانی که عاشقانه کودکانشان را دوست دارند . عموی عزیز هیچگاه فراموشت نخواهیم کرد ...

وای فکرش رو بکن که عمو پورنگ تا ١٢٠سالگی برامون برنامه اجرا کنه .... مثلا شده بابابزرگ .البته هزار ماشالله بابابزرگی که عصا نداره و سرحاله .. اونوقته که آلبوم عکسهای جوانی و عمو پورنگ بودنش رو ورق میزنه و چه لذتی میبره از تماشای عکس های این روزا

 





نویسنده : صدیقه معین الدینی ; ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٩
کلمات کلیدی :خاطرات گذشته و کلمات کلیدی :برناتمه های قدیم عمو و کلمات کلیدی :صفا و صمیمیت



سلامی به گرمی پرتوهای گرم خورشید به زلالی و پاکی قطرات باران به مهربانی

گلبرگ های سرخ گل سرخ به عموی مهربونم قلب....سلام عمو خسته نباشی...

من شما را خیلی دوست دارم و دوست دارم که بتوانم در گروه شما نویسنده فعالی

باشم به لطف خدا و یاری دوستان عزیزم....پس به امید او که روشنی دل مومنان

است کارم را در این وبلاگ شروع می کنم....





نویسنده : زهرا مقدم ; ساعت ٤:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٧



عکس هایی از عموپورنگ در لندن

این هم خرس مهربون!!

صحبت تلفنی با مادر مهربونم!

یک غروب زیبا!





نویسنده : داریوش فرضیایی ; ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢