وبلاگ عموپورنگ

http://dariush.farziaee.ir
   


 گزارشی از پشت صحنه‌ برنامه‌های عمو پورنگ

ورزش کنیم تا ماشین پلیس برسد
یکی از روزهای دل‌انگیز بهاری‌است. طبق قرار قبلی راهی لوکیشن برنامه عموپورنگ می‌شوم. این برنامه در تعطیلات نوروز از شهرک ترافیک واقع در شهرک آزمایش پخش می‌شود. این اولین بار است که برنامه عموپورنگ به طور زنده در یک فضای باز اجرا و پخش می‌شود. حدود ساعت یک بعدازظهر به محل می‌رسم. چند لحظه‌ای جلوی در شهرک منتظر می‌مانم. آقای آقاجان‌زاده تهیه‌کننده برنامه هماهنگی‌های لازم را انجام می‌دهد و وارد می‌شوم.

یک خیابان نه‌چندان طویل که در دو طرف آن مغازه‌های مختلف جلب توجه می‌کند: مغازه پوشاک، عطر، کتابفروشی، اسباب‌بازی، حتی بانک و بیمارستان. خط‌کشی‌های عابر پیاده، در ایستگاه اتوبوس، چتر مخصوص ایستادن پلیس در وسط خیابان، پل‌های عابر پیاده، همه و همه این خیابان را شبیه یک شهرک واقعی درآورده‌اند. عموپورنگ و خانم پاکروان نویسنده برنامه کنار دو تخت که پشتی روی آن گذاشته‌اند در مقابل یک در سنتی صحبت می‌کنند. این قسمت شهرک قبلا جای بازی آقاجون سلیمون بوده و برایمان بسیار آشنا می‌نماید. با عموپورنگ و نویسنده سلام و علیک می‌کنیم. سراغ امیرمحمد را می‌گیریم. او را نشانمان می‌دهند که با بچه‌های همکاران مشغول بازی و شیطنت است. روی تخت نشستیم و منتظر شروع برنامه شدیم. عموپورنگ و خانم پاکروان در مورد چند و چون برنامه گفتگویی می‌کنند. موبایل عمو مرتب زنگ می‌خورد، اما موضوع گفتگو برای او مهمتر است و پاسخ تلفن را نمی‌دهد. آقای آقاجان‌زاده به آنها ملحق می‌شود قصه را می‌شنود و نظرات خود را بیان می‌کند. عمو، آقای صارمی یعنی همان <سمجقلی عذاب> را صدا می‌کند تا در مورد نقشش توضیحات لازم را بدهد. با او هم سلام و علیک گرمی می‌کنیم و نظاره‌گر می‌شویم. عمو برای او نقش مورد نظر را چندین بار بازی می‌کند. نویسنده نکات لازم را می‌نویسد و به‌دست او می‌دهد. ساعت حدود 2 است. برای ناهار می‌رویم عمو ناهار نمی‌خورد. می‌گوید هیچ وقت قبل از پخش برنامه غذا نمی‌خورد. بعد از غذا عوامل آماده‌ اجرا می‌شوند. در گوشه‌ای آقای خسروی یعنی همان صاحب مغازه‌ها را می‌بینم که در طول برنامه‌ها امیر و عمو را به‌جای کارگرانش اشتباه گرفته. عمو دارد برای او توضیح می‌دهد. نویسنده توضیحات لازم را به صدا‌بردار می‌دهد. تصویر بردارها هم مجاب می‌شوند. عمو پورنگ و نویسنده با کارگردان صحبت می‌کنند. شهرک حسابی شلوغ شده بچه‌هایی که با هماهنگی‌ قبلی با اولیایشان به شهرک می‌آیند توسط تهیه کننده به محل تصویربرداری آورده می‌شوند. عمو به آنها یاد می‌دهد که ورزش کنند تا او با ماشین پلیس از راه برسد. آقای جمال حاتمی مدیر تولید برنامه ظاهرا نقش مدیر صحنه را ایفا می‌کند. نویسنده کنار او می‌ایستد و توضیحات لازم را به او نیز می‌دهد. کارگردان، دستیارش و منشی صحنه در واحد سیار مستقرند. کنار پل عابرپیاده یک تلویزیون خودنمایی می‌کند که تیتراژ آغازین برنامه را به‌سختی‌ می‌توان از آن تماشا کرد. نور آفتاب و گرمای هوا آزار دهنده است اما انگار اثری در عوامل برنامه ندارد. ساعت 20/14 است. دست آقای حاتمی پایین می‌آید به نشانه شروع برنامه. بچه‌ها ورزش می‌کنند در حالی‌‌که امیر‌محمد جلوی آنها ایستاده است عمو با ماشین پلیس می‌آید و پشت بلندگو آنها را به ورزش تشویق می‌کند. برنامه تا ساعت 15/16 ادامه دارد. همه در جنب و جوشند و سختی کار و خستگی را حس نمی‌کنند. برنامه که تمام می‌شود آثار رضایت را در چهره یک یکشان می‌توان دید.

روز بسیار دلچسبی را در کنار عوامل برنامه‌ عموپورنگ گذراندیم. به همه‌ آنان خدا قوت و خسته نباشید می‌گوییم.لبخند

منبع: www.jamejamonline.ir





نویسنده : داریوش فرضیایی ; ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۳٠